تبليغاتX
به قصر عشق خوش آمدید

به قصر عشق خوش آمدید

عزيزم

دركنارتوهمه خوبي ها را مي يابم ودرنگاه

عاشقانه ات تازه مي شوم

مهربان من بازبه تومي گويم كه دوستت دارم

ونگاهم رابه نگاهت مي دوزم وبه پاكي چشمهايت

قسم مي خورم كه تاابد باتومي مانم 

  تابداني عاشق ترين هستم

توی کوچه های خلوت راهیه عشق توبودم

                       راهیه ترانه هایی که برای توسرودم

                     زیر لب میخوندم اروم تک تک ترانه هات و

                   به امیدی که دوباره میشنوم بازم صدات و

                       ولی هرچی انتظار کشیدم نیومدی

                      هرچقدرتو کوچه ها قدم زدم نیومدی

                      همه ترانه هام توی گریه گم شدن

                  زیر پام خیس شداز اشکام توبازم نیومدی

                به خودم میگفتم هرجا که باشی میای سراغم

               اخه گفته بودی جزتو هیچکسی رودوست ندارم

                 باورم نمیشد از من ببری واسه همیشه

               اخه گفته بودی عشقت توی جونم کرده ریشه

                  گفتم اخه مگه میشه توبه یاد من نباشی

               مگه میشه که بخوای تو بری و ازم جداشی

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم دی 1387ساعت12:11توسط علی جون | |

 

باز در چهره خاموش خيال
خنده زد چشم گناه آموزت
باز من ماندم و در غربت دل
حسرت بوسه هستي سوزت
باز من ماندم و يك مشت هوس
باز من ماندم و يك مشت اميد
ياد آن پرتو سوزنده عشق
كه ز چشمت به دل من تابيد
باز در خلوت من دست خيال
صورت شاد ترا نقش نمود
بر لبانت هوس مستي ريخت
در نگاهت عطش طوفان بود
ياد آن شب كه ترا ديدم و گفت
دل من با دلت افسانه عشق
چشم من ديد در آن چشم سياه
نگهي تشنه و ديوانه عشق
ياد آن بوسه كه هنگام وداع
بر لبم شعله حسرت افروخت
ياد آن خنده بيرنگ و خموش
كه سراپاي وجودم را سوخت
رفتي و در دل من ماند به جاي
عشقي آلوده به نوميدي و درد
نگهي گمشده در پرده اشك
حسرتي يخ زده در خنده سرد
آه اگر باز بسويم آيي
ديگر از كف ندهم آسانت
ترسم اين شعله سوزنده عشق
آخر آتش فكند بر جانت


بگذار در زير باران شانه به شانه ات قدم زنم و تو برايم از ارزوهايت ترانه بسرايي

بگذار به قداست عشقمان كوچك شوم وقتي با تو به پرواز شاپركهاي كنار بركه ميخندم

بگذار شبها رو به ستاره ها خاطرات شيرينمان را شماره كنيم

بگذار هميشه در ذهنم مثل نگاه اول مهربان و پاك باشي

بگذار نامم چون شاه كليدي بر درگاه قلبت هميشكي باشد

بگذار نگاهمان نه به هوس كه به عشق ...آنهم عشقي آسماني در هم گره خورد

بگذار دلم براي تو باشد

بگذار دلت ...حالم را بپرسد

بگذار قلبم براي تو بتپد

بگذار آرزوهايم با تو باشد ...براي تو.....به خاطر تو

بگذار خيال كنم "دوستم داري " و از اين خيال شبها تا سپيدي روز با ستاره ها باشم

+نوشته شده در چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت20:20توسط علی جون | |

امشب از آسمان ديده تو

روي شعرم ستاره ميبارد

در سكوت سپيد كاغذها

پنجه هايم جرقه ميكارد

شعر ديوانه تب آلودم

شرمگين از شيار خواهشها

پيكرش را دوباره مي سوزد

عطش جاودان آتشها

آري آغاز دوست داشتن است

گرچه پايان راه ناپيداست

من به پايان دگر نينديشم

كه همين دوست داشتن زيباست

از سياهي چرا حذر كردن

شب پر از قطره هاي الماس است

آنچه از شب به جاي مي ماند

عطر سكر آور گل ياس است

آه بگذار گم شوم در تو

كس نيابد ز من نشانه من

روح سوزان آه مرطوب من

بوزد بر تن ترانه من

آه بگذار زين دريچه باز

خفته در پرنيان رويا ها

با پر روشني سفر گيرم

بگذرم از حصار دنياها

داني از زندگي چه ميخواهم

من تو باشم ‚ تو ‚ پاي تا سر تو

زندگي گر هزار باره بود

بار ديگر تو بار ديگر تو

آنچه در من نهفته درياييست

كي توان نهفتنم باشد

با تو زين سهمگين طوفاني

كاش ياراي گفتنم باشد

بس كه لبريزم از تو مي خواهم

بدوم در ميان صحراها

سر بكوبم به سنگ كوهستان

تن بكوبم به موج دريا ها

بس كه لبريزم از تو مي خواهم

چون غباري ز خود فرو ريزم

زير پاي تو سر نهم آرام

به سبك سايه تو آويزم

آري آغاز دوست داشتن است

گرچه پايان راه نا پيداست

من به پايان دگر نينديشم

كه همين دوست داشتن زيباست

بوسه یعنی وصل شیرین دو لب


بوسه یعنی خلسه در اعماق شب


بوسه یعنی مستی از مشروب عشق


بوسه یعنی آتش و گرمای تب

 

بوسه یعنی لذت از دلدادگی


لذت از شب , لذت از دیوانگی


بوسه یعنی حس طعم خوب عشق


طعم شیرینی به رنگ سادگی

 

بوسه آغازی برای ما شدن


لحظه ای با دلبری تنها شدن


بوسه سرفصل کتاب عاشقی


بوسه رمز وارد دلها شدن

 

بوسه آتش می زند بر جسم و جان


بوسه یعنی عشق من , با من بمان


شرم در دلدادگی بی معنی است


بوسه بر می دارد این شرم از میان

 

طعم شیرین عسل از بوسه است


پاسخ هر بوسه ای یک بوسه است


بهترین هدیه پس از یک انتظار


بشنوید از من فقط یک بوسه است

 

بوسه را تکرار می باید نمود


بوسه یعنی عشق و آواز و سرود


بوسه یعنی وصل جانها از دولب


بوسه یعنی پر زدن , یعنی صعود

 

بوسه راه خانه تو تا من است


بوسه رقص روح در جشن تن است

+نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت13:49توسط علی جون | |

 

ديشب چشم هايم را بر هم گذاشتم و آرزويي در

 دل کردم


آرزويي هر چند بچه گانه


هر چند از روي دل


هر چند مي دانم ممکن است به آرزويم
نرسم


ولي حتي اگر به آرزويم نرسم


من تا آرزوها و هر جا که درها را باز کني با
تو

 هستم و خواهم بود

 
هرگز تو را فراموش نخواهم کرد


حتي اگر فاصله ها باعث دوري ديده ها
گردد


هميشه در دلم خواهي ماند


جايي که جاي هيچ کسي نيست بجز تو


و هيچ کسي نمي تواند جاي تو را در دلم
بگيرد...


نگاه معصومت در ياد من هميشه جاويد است
...

 

یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم
پر گشودیم و درآن خللوت دلخواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
تو همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من همه محو تماشای نگاهت
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشه ماه فرو ریخته در آب
 
شاخه ها دست بر آورده به مهتاب

+نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت23:25توسط علی جون | |

http://ghasre-eshgh7.blogfa.com

من از طرح زیبای هر خاطره

سلامی غزل گونه خواهم نوشت

که باور کنی گرچه دوراز تو ام

فراموش هرگز نکردم تو را

در این رخوت بی مجال زمان

که احساس پژمرده  همچون خزان

به یاد تو من مانده ام آشنا

که شاید که من یاد باشم تو را باشم تو را

+نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم بهمن 1386ساعت17:19توسط علی جون | |